حرف آخر
روزها در پي هم مي گذرد با نا اميدي
جويم خبري ز تو آيا؟ ، يا نيست اميـــــــدي !؟
باشد اندك اميدي در اين دل غمگسارم
تا كه شايد رسد ديده ات بر ديدگانـــــــــم
همه شب باشد اين دائم نقل لبانم
تا كه تو سلامت بماني گر من نمانـــــــــــم
كنم اين راز همه شب همه فرياد
كه نشود و نتوانم ببرم مهر تو از يــــــــــــاد
همه تار و همه پودم پر از عطر مويت
همه شعر و همه سرودم هست وصف رويت
سخنم هميشه اين است و ندارم حرف ديگر
كه تو نيمه ي من هستي و ندارم نيم ديــگر
نظرات شما عزیزان:
|